واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

899

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

آن زمان دعوى بر سر وراثت تاج و تخت ، اتحاد و اتفاق همهء نيروها را به منظور دفاع محال ساخته بود . ولى بمحض رفتن افراد دودمان سلطنتى سازش و وفاق ميان سران لشكرى تجديد و احياء شد . و يكى از سرداران بنام خمار - تگين كه از خويشان تركان خاتون بوده با موافقت ديگر سران ، به لقب سلطان ملقب گشت . جوينى از ميان ديگر مدافعان شهر اغول حاجب « 1 » ( مدافع بخارا كه پيشتر از او ياد شد ) و اربوقا پهلوان و على دروغينى « 2 » يعنى كوه دروغان را - كه در اينجا از وى همچون سپهسالار نام برده شده - ياد مىكند . چنگيز - خان بناچار براى محاصرهء شهر بزرگى چون گرگانج بيش از آنچه عليه ديگر شهرها لشكر اعزام كرده بود ، نيرو فرستاد . لشكريان جغتاى و اوكتاى ( اوگدى ) با هزاره‌هاى جناح راست [ ميمنه ] « 3 » از طرف جنوب شرقى و طريق بخارا و از جانب شمال شرقى لشكريان جوچى [ توشى ] از جند ، به سوى خوارزم به حركت درآمدند . بنا به گفتهء نسوى نخست مقدمهء لشكر مغول كه تاجى بك ( ؟ ) « 4 » در رأس آن قرار داشته و سپس لشكريان اوكتاى و بعد « چنگيز خان حلقهء خاص خود را » در تحت فرماندهى بغرجىنويان ، [ در « سيرت جلال الدين مينكبرنى چاپ مجتبى مينوى ص 123 « قرچين نوين » نوشته ] « 5 » و بعد لشكريان

--> ( 1 ) - در « منتخبات » شفر كلمهء « اغول » ساقط شده ؛ در چاپ قزوينى « مغول » نوشته شده . ( 2 ) - استاد برزين اين كلمه را درست نخوانده ؛ در چاپ قزوينى : « دروغينى » . ( 3 ) - در تأليف رشيد الدين و در « يوآن - چائو بى - شى » ( « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 147 ؛ ( چاپ كوزين ، 187 ) . ( 4 ) - در تأليف نسوى « باجى » ذكر شده ( در نسخهء خطى بدون نقطه ) . ( 5 ) - مسلما در متن نسوى بايد به جاى « قرحن » « بغرجى » خوانده شود . در